يحيى دولت آبادى
37
حيات يحيى ( فارسى )
جمع شده ميخواهند بسفارتخانهاى دول رفته شكايت نمايند گفته مىشود قرار بود كليه اقدامات لازم در مجلسى فوق العاده مطرح گردد و بعد اجرا شود در اين صورت چرا بىمشورت برفتن سفارتخانهها اقدام مىشود بعضى از مخالفين جواب بيمعنى داده كار ببدگوئى ميرسد به حدى كه نزديك است بمعارضه و زدوخورد منجر شود آن هم از اشخاصى كه من بعقل و دانش آنها اميدوارى داشته گمان ميكردهام بدست آنها كارهاى بزرگ در استانبول ميتوان انجام داد . خلاصه وضع مجلس را كه اينطور ميبينم برفقا ميگويم جاى ماندن نيست و ما نبايد خود را داخل اغراض شخصيه اين مردم نمائيم از مجلس برخاسته عقل و تجربه حاجى مراغهءئرلى تقديس ميكنم كه دخالت به كار اين مردم نميكند بعد از اين واقعه در خيالات من كه تصور ميكردم در اين شهر با اين اشخاص مىشود كار كرد تغيير حاصل شده ميفهمم ايرانيان خارج هم از جنس ايرانيان داخل هستند بلكه در غربت لافزنى و خودپسندى آنها زيادتر است لهذا از انجمن سعادت صرفنظر كرده دو سه روز در خانه مينشينم و فكر ميكنم كجا بروم و چه بكنم رفقاى مهاجر ميآيند كه انجمن خود را منعقد كنيم ميگويم اكنون صلاح نيست چه تصور ميكنند تشكيل اين انجمن براى مزاحمت با انجمن سعادت است و نزاع ترك و فارس « 1 » عاقبت خوشى ندارد دو سه روز فاصله جمعى از اعضاء انجمن سعادت نزد من آمده از واقعه آن روز انجمن معذرت خواسته خواهش ميكنند از آن قضيه چيزى در خاطر نگرفته باز هرچه بتوانم در كارهاى آنها مساعدت نمايم معذرت آنها را پذيرفته ميگويم افسوسى كه دارم اين است چرا در اينحال پريشان مملكت چهار نفر هموطن كه در يك مركز خارجه هستند باهم نميسازند نميفهمند چه ميكنند و چه بايد بكنند .
--> ( 1 ) چون اكثريت انجمن سعادت با تركان آذربايجانى است .